شیطنت های این روزها . . .
سلام عشق من
این روزا خیلی نا فرمان و سرکش شدی.
هر کاری که بخوای انجام میدی و اصلا به حرف هیچ کسی هم گوش نمیدی.
یعنی فقط مخالفت میکنی.مثلا دیروز تا ازت غافل شدم دیدم داری با ماشین لباسشویی بازی میکنی
هر چی هم بهت گفتم امیرعلی خطرناکه برق میگیرتت میگفتی بگیره,نمیام,نمی خوام.![]()
تو هر کاری من فقط با مخالفت های تو مواجهم و واقعا موندم که چطور باید باهات رفتار کنم.
البته یه راه حل کوچولو پیدا کردم,مثلا همون دیروز وقتی داشتی با ماشین لباس شویی بازی میکردی بعد از
اعتراضای من وقتی دیدم به حرفم اهمیت نمیدی بهت گفتم باشه دست بزن تا برق بیگیرتت
بعش بازم گفتی نمی خوام ولی دیگه به ماشین لباس شویی دست نزدی. ![]()
ولی آخه تا کی عزیز دلم.
و
هر وقت خونه آنا باشیم با آنا میری پارک چون دم خونه خودمون پارک نیست تا با هم بریم آنا
هم عشقشه که شما رو پارک ببره.
بعد از پارک یه بستنیه خوشمزه می خوری و وقتی دیگه هوا تاریک میشه اونم با التماس آنا میای خونه. ![]()
وقتی میآی واویلاست همه جات سیاه و کثیفه و بعدش امیرعلی و مامانا تو حموم در حال سرو کله زدن با هم.
و این که این کارا کار هر روزته و شما پسرکه شیطون و من مامانایی که داره دنبال راه حلی واسه این مخالفت های بی حد و اندازه ی شما میگرده.
عااااااااااااااااااشقتم عشششششششششقم


شیطنت های این روزها . . .
